تبلیغات
زندگی نیما و باران

زندگی نیما و باران
بخاطر باران زندگی می کنم
نویسندگان

 

  

وقتی آسمان بغض می کند

وقتی صدای هق هقش را می شنوی

وقتی از درد کبود می شه

وقتی می گرید و می بارد

وقتی به زیر اشکهایش قدم می زنی

به یاد آور مرا که همیشه بارانیم

به یاد چشمهایت که همیشه بارانین

به یاد دختر نازنینم باران همیشه بارانیم

تقدیم به زیباترین دختر بارانی، باران عزیزم از طرف بابا نیما

 

                       

 



نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/07/9 ) ( 03:16 ب.ظ )

دخترم باران
نگفتی ماه تا امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم نا شکیباست
چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گرچه عمری یار من بود
امیدت گرچه در پندار من بود

دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هردو عالم بی خبر کن

چرا رفتی چرا من بی قرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

پدرت نیما



نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1393/01/25 ) ( 03:03 ب.ظ )


جهان است شادان به پندار نیك        ز پندار نیك است گفتار نیك

چو پندار و گفتار نیك شد              نیاید زتو غیر كردار نیك...

پیشاپیش فرا رسیدن عید نوروز این میراث كهن ایران زمین بر شما سروران گرامی مبارك باد.

نیما و باران




نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/26 ) ( 10:41 ق.ظ )

باران عزیزم

یکسال از دوریت نفس در سینه حبس کردم ، یکسال است مادرت بخاطر خانواده اش من را از دیدن تو محروم کرده ، یکسال است دایی ات سامان با همدستی مادر بزرگت پروانه با نقشه ای شوم تو را از من دزدیدند و  ما را از هم جدا کردند ، از چیزی باکی ندارم دیگر نمی خواهم نفسم در سینه حبس بماند به تمام دنیا خواهم گفت که این خانواده با زندگی من و تو چه کردند، دختر نازنینم یکسال است از طریق قانونی برای دیدنت اقدام نموده ام و دادگاه رای مثبت را صادر نمود تا بتوانم تو را ببینم اما باز دایی و مادر بزرگ و مادرت تو را از دیدن من محروم کردند ، امیدوارم خداوند جزای عمل آنان را هر چه زودتر نصیبشان کند و دایی سامانت هیچ گاه فرزندش را نبیند و مادر بزرگت نیز جزای عملش را ببیند همچنین مادرت و من در پیشگاه خداوند متعال رو سفید هستم و باز امید وارم که خداوند با انسانهای ستمدیده است، دیگر نمی خواهم نفسم را در سینه حبس کنم می خواهم فریاد بزنم و به تمام دنیا این خبر را اعلام کنم که دایی سامانت و مادر بزرگت پروانه و مادرت چگونه زندگی من و تو را به نابودی کشاندند، دیگر هیچ هراسی ندارم .
دختر نازنینم باران
سال جدید در راه است امید وارم در این سال بتوانم روی ماهت را نظاره گر باشم و تو را در آغوش بگیرم و چشمان زیبایت را بوسه زنم، امیدوارم در سال جدید سلامت و تندرست و شاد باشی و برایت آرزوی خوشبختی را از خداوند منان خواستارم ، این دعای پدری دلشکسته برای دختر نازنیش باران است، آمین.

باران دختر زیبایم سال نو مبارک.



نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/26 ) ( 08:20 ق.ظ )
نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/20 ) ( 07:26 ب.ظ )


دختر نازنینم باران

دلم میخواد عاشق بشم با تو

بگو چطور بیام تو دنیاتو

دلم میخواد محرم قلبت شم

به من بگی تموم حرفاتو

دوست دارم حالت چشماتو

گردی عطر نفسهاتو

کاش بدی هدیه به قلب من

گل لبخند رو لبهاتو

ازم نگیر نگاتو ؛ حس خوش صداتو

گریه و خنده هاتو

تو رو دوست دارم ای کس و کارم

نمیتونم چشم من ازت بردارم

خود رویامی همه دنیامی

همه زندگیمو و امید فردامی






نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/18 ) ( 10:24 ق.ظ )


عکس های بسیار زیبا از رنگین کمان - آکا


نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/10 ) ( 07:10 ب.ظ )

دخترم باران

این عاشقه دور تو میگرده

از هرکس و هرچیز بهتر باش

با من از این هم مهربون تر باش

ترکم نکن

من بی تو بیمارم،دیونه وار دوست دارم

من پیشتم، تنهات نمیزارم

************

تا با منی هیچکی نمی تونه،قلب تورو از غم به لرزونه

تا با منی پشت سرت کوهه،روزای تو بی درد و اندوهه

هرچی که تو دستامه می بخشم

دنیای من شعرامه می بخشم

می بخشم از عمرم به تو حتی

وقتی نباشی میرم از دنیا

 



نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/12/4 ) ( 11:58 ق.ظ )

http://s5.picofile.com/file/8111718576/20140123_162901.jpg

زندگی با صدا شروع میشه بیصدا تموم میشه
عشق باترس شروع میشه با اشک تموم میشه
دوستی هر جایی می تونه شروع بشه اما هیج جا تموم نمیشه.



نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/11/14 ) ( 01:41 ب.ظ )

http://s5.picofile.com/file/8111717000/Baran3.jpg


نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/11/14 ) ( 01:32 ب.ظ )

این هفته 7 نكته مهم دیگر را درباره فرسودگی شغلی مطرح می‌كنیم كه راه‌های پیشگیری از آن است اما قبل از بیان این نكته‌ها می‌خواهم به وجود یك باور غلط و بسیار مهم اشاره كنم كه باعث شده همه ما، یعنی همه ما بزرگ‌ترهایی كه پدر و مادر شده‌ایم یا هنوز پدر و مادر نشده‌ایم اما درگیر زندگی خود هستیم، به درجه‌های مختلف معنای زندگی‌مان عوض شود و كم‌كم به سمت و سویی برود كه شاید فقط نام زندگی را یدك بكشد. 

آن باور این است كه حس می‌كنیم چون بزرگ شده‌ایم، باید كودك درونمان را بكشیم و تا می‌توانیم از فضای شاد، پرهیجان و دوست‌داشتنی كودكی فاصله بگیریم چون دور از شأن آدم بزرگ‌هاست. این فكرها و رفتارها، این برابر دانستن بزرگسالی با غمناك‌ بودن، خشك و جدی رفتار كردن و دائم در فضای حزن ماندن قطعا برای همه ما مضر است و عاقبت به سلامت روانمان لطمه می‌زند.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نیما کوثری ( 1392/11/13 ) ( 11:09 ق.ظ )
تعداد صفحات :24 1 2 3 4 5 6 7 ...
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :